Thursday, October 18, 2007

فردوس برين


من ملك بودم و فردوس برين جايم بود

آدم آورد در اين دير خراب آبادم

.

وقتي كه هيچ چي نميتونه آرومت كنه

وقتي همه ي ترانه ها و شعرا واست تكراري ميشه

وقتي دلت ميخواد يكي باهات حرف بزنه ولي كسي نيست

وقتي فكر ميكني نميتوني حرف دلتو بزني

هيچي مثه شعر حافظ به دادت نميرسه

همچي باهات صحبت ميكنه كه انگار واقعا ميدونه چته

انگار سالها باهات زندگي كرده و از همه چيزت با خبره

آرومت ميكنه

مطمئن باش

.

حافظ تو چه كردي با دلهاي مردم

حافظ واقعا اون موقع كه اين شعر هارو ميگفتي به چي فكر ميكردي

.

تا حالا به خودم اجازه نميدادم كه درباره حافظ چيزي بنويسم

آخه من كي هستم كه بخوام يك كلام راجبه حافظ حرف بزنم

ولي امروز كه دلم واسه نوشتن يه بيت از شعرش تو اينجا داشت پر ميكشيد

رفتم سراغش تا از خودش اجازه بگيرم

ميدونين بهم چي گفت

گفت

مده به خاطر نازك ملالت از من ره

كه حافظ تو همين لحظه گفت بسم الله

.

رو به سوي حق كرديد دلتون ياد ما باشه

يا علي


Tuesday, October 9, 2007

دلم راضي نميشه



خودم ميخوام دلم راضي نميشه

خودم ميخوام دلم ميگه نميشه

تو از من دور شدي واسه هميشه

خودم ميخوام دلم راضي نميشه

.

هر چي بهش ميگم دل ديگه بسه

ميگه درها ي عاشقي رو بسته

ميگه فكر نكني هنوز نشسته

خودم ميخوام ولي دل ميگه بسه

.

دلم ميگه كه خواستنت فريبه

نگاهم ديگه با نگات غريبه

نميخواد كه دوباره دربه در شه

آخه دلم هنوز پاك و نجيبه

.

خودم ميخوام ولي دل روبرومه

ميگه عاشقي تنها ابرومه

نبر آبروي عشقو دوباره

طاقت زخم تازه اي نداره

.

خودم ميخوام آره ميخوام

خودم ميخوام دلم راضي نميشه

.

اينم يه ترانه خيلي خيلي زيبا از رضا صادقي حتما برين گوش بدين از آلبوم كما هست اين ترانه

از همه دوستاي عزيزم تشكر ميكنم كه با وجود مشكل كامنت كه بلاگر داره باز هم لطف ميكنن و كامنت هاي قشنگشون رو ميزارن

به اميد ديدار همتون

يا علي


Friday, October 5, 2007

دلم تنگه


با همه لحن خوش آوايي ام
در به در كوچه تنهايي ام
اي دو سه تا كوچه ز ما دورتر
نغمه تو از همه پرشور تر
كاش كه اين فاصله را كم كني
محنت اين قافله را كم كني
كاش كه همسايه ما ميشدي
مايه آسايه ما ميشدي
هر كه به ديدار تو نايل شود
يك شبه حلال مسايل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد
سينه ما را عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه جان من است
نامه ي تو خط امان من است
اي نگه ات خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده يكشب بتاب
پرده بر انداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يار و مدد كار ما
كي و كجا وعده ديدار ما
خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد شايد
پرده از چهره گشايد شايد
مرحوم آغاسي
به قول خودش
آقا به خوبا سر ميزني مگه بدا دل ندارن
از همه التماس دعا
يا علي

Thursday, September 27, 2007

عيادت


بيا عيادت رويم به خانه مرتضي
تسليت از جان دهيم به حسن مجتبي

Sunday, September 16, 2007

دريا


لب دريا رو به موج ها

روي نيمکت تک و تنها

توي رويا با خيالت

زندگي رو زنده هستم

لب دريا عين موج ها

باز بيادت مي خروشم

تا بفهمي خيلي وقته

اينجا منتظر نشستم

لب دريا انتظارت چه قشنگه

همه ي عمر انتظارت چه قشنگه

دريا باز هم منو فرياد ميزنه

ميگه خشکي جاي موندن ديگه نيست

بيا دريايي شو تا ماهي باشيم

آخه ماهي توي آب زندوني نيست

لب دريا انتظارت چه قشنگه

همه ي عمر انتظارت چه قشنگه


اينم يه ترانه از رضا صادقي كه خودم خيلي دوسش دارم

مرسي از نظر هاي قشنگتون واقعا همتون لطف دارين به من

به اميد ديدار همتون

يا علي

Saturday, September 8, 2007

never gone


سلام

اي بابا اژدها منم ديگه چند بار بايد بگم

اژدها نماد خود منه كه هميشه تو كارناوال به نمايش در مياد ريشه اسم وبلاگ هم از همينجاست ديگه

نظرتون راجبه قالب جديدم چيه

درسته كه كه كمبود هاي زيادي داره ونتونسته منو راضي كنه ولي من هميشه طرفدار تغييراتم نه سكون

به هر حال حداكثر سعي خودمو ميكنم كه اين كمبود هارو هر چه زودتر برطرف كنم مخصوصا قسمت لينك دوستان عزيز كه متاسفانه فعلا پاك شده

بگذريم

بريم سراغ ترانه امشب (حالا انگار هر شب يه ترانه ميزارم اينجا) يه ترانه بسيار زيبا از گروه محبوب من

خانمها و آقايان اين شما و اين ترانه

never gone

از گروه

back street boys


I really miss you

There's something I gotta say...


[Brian]

The things we did, the things we said

Keep comin' back to me and make me smile again

You showed me how to face the truth

Everything that's good in me I owe to you


[Howie]

And though the distance that's between us

Now may seem to be too far

It will never separate us

Deep inside I know you are...


[Chous - All]

Never gone, never far

In my heart is where you are

Always close, every day

Every step along the way

Even though for now we've got to say goodbye

I know you will be forever in my life

Never gone


[Brian]

I walk along these empty streets

There is not a second you're not here with me

The love you gave, the praise you showed

Will always give me strength and be my corner stone


[Nick]

Somehow you found a way

To see the best I have in me

As long as time goes on

I swear to you that you will be...


[Chorus - All]

Never gone, never far

In my heart is where you are

Always close, everyday

Everstep along the way

Even though for now we've got to say goodbye

I know you will be forever in my life

Never gone


[Brian]

Never gone from me

If there's one thing I believe


[AJ]

I will see you somewhere down the road again


[Chorus - All]

Never gone, never far

In my heart is where you are

Always close, everyday

Every step along the way

Even though for now we've got to say goodbye

I know you will be forever in my life

Never gone


[All]

Never far

In my heart is where you are

Always close, everyday

Every step along the way


[Brian]

Never gone, never far

In my heart is where you are


Sunday, September 2, 2007

بازگشت اژدها


سلام دوستان عزيزم


من هنوز زنده ام


فقط تنبليم ميشه آپ كنم


آخه ترم تابستوني پدرمو درآورد


ديگه حال و حوصله هيچ كاري واسم نذاشته


همين آخري يعني شب تحويل پروژه تا صبح نخوابيدم نشستم ده صفحه درباره معماري هند از خودم نظر دادم واقعا پدرمو در آورد


خلاصه كه الآن تو تعطيلاتم


دلم هم واسه همتون يه ذره شده بود

اميدوارم به همتون خوش بگذره

راستي بهم بگين واسه آپ بعدي متن ترانه ميخواين يا شعر

زود بر ميگردم

Monday, August 13, 2007

قرن ما


قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود

خار هم كمتر نبود از گل بسا گل تر بود

قرن ما شاعر اگر داشت كه

كبوتر با كبوتر باز با باز نبود شعار پرواز

واي بر ما كه تصور كرديم عشق را بايد كشت

در چنين قرني كه دانش حاكم است

عشق را از صحنه دور انداختن

ديوانگي است درماندگي است شرمندگي است

قرن قرن آتش نيست قرن يك هواي تازه است

فكر ها را شستشويي لازم است

گم شديم گر در ميان خويشتن جستجويي لازم است

نازنين ها از سياهي تا سپيدي را سفر بايد كنيم


خرسند شديم از اينكه امروز

رنگي دگر است نه رنگ ديروز

تا شب نشده رنگ دگر شو

گفتند از اين نكته هزار نكته بياموز



خوب ترانه ي قرن ما رو واستون انتخاب كردم از آلبوم حادثه كاري از مسعود فردمنش و سياوش قميشي اميدوارم خوشتون اومده باشه

تا ديداري دوباره

يا علي



Friday, August 3, 2007

پشت دريا ها

امشب ميخوام براي اولين بار يه شعر از كسي كه تقريبا توتموم زندگيم شعراش همرام بوده براتون بنويسم


چون تا حالا به طور رسمي دربارش مطلب ننوشته بودم فقط اگه يادتون باشه يه بار يه ترانه از رضا صادقي كه براي سهراب سپهري خونده بود نوشته بودم خوب اميدوارم از شعري كه انتخاب كردم خوشتون بياد






قايقي خواهم ساخت


خواهم انداخت به آب


دور خواهم شد از اين خاك غريب


كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه ي عشق


قهرمانان را بيدار كند






قايق از تور تهي
ودل از آرزوي مرواريد
هم چنان خواهد راند
نه به آبي ها دل خواهم بست
نه به دريا - پرياني كه سر از آب به در مي آرند
و در آن تابش تنهايي ماهي گيران
مي فشانند فسون از سر گيسوهاشان




هم چنان خواهم راند
هم چنان خواهم خواند


دور بايد شد دور


مرد آن شهر اساطير نداشت


زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود


هيچ آيينه تالاري سرخوشي ها را تكرار نكرد


چاله آبي حتي مشعلي را ننمود


دور بايد شد دور


شب سرودش را خواند


نوبت پنجره هاست




همچنان خواهم خواند


همچنان خواهم راند



پشت درياها شهري است
كه در آن پنچره ها رو به تجلي باز است
بام ها جاي كبوتر هايي است
كه به فواره ي هوش بشري مي نگرند
دست هر كودك ده ساله ي شهر شاخه ي معرفتي است
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله به يك خواب لطيف
خاك موسيقي احساس تو را مي شنود
وصداي پرمرغان اساطير مي آيد در باد







پشت درياها شهري است
كه در آن وسعت خورشيد به اندازه ي چشمان سحر خيزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشني اند




پشت درياها شهري است
قايقي بايد ساخت






به كسي نگين ها منم ميخوام يه قايق بسازم برام دعا كنين كه بتونم بسازم درباره ي قايقم نظر بدين لطفا اين اولين باريه كه ازتون تقاضاي نظر كردم پس ديگه رومو زمين نندازين


مرسي از همتون


يا علي